دین جاویدان
قالب وبلاگ

جوانان را در یابید!

جوانی بهار عمر و جوان بهترین و مفیدترین قشر جامعه است.جوانان قشر متحرک، فعال و پرشور و نشاط جامعه را تشکیل می‏دهند.آن‏ها با استعدادهای فراوان نشاط بسیار راه‏های سخت و ناهموارپیشرفت را می ‏پیمایند و زمام فردای جامعه را به دست می‏گیرند.بدین جهت تمام نظام‏ها و حکومت‏ها روی این قشر عظیم سرمایه گذاری ‏می‏کنند. در این راستا انبیاء و معصومان نیز توجه ویژه‏ای به ‏جوانان داشته ‏اند. در این نوشتار پرتوی از سخنان و سیره امام ‏صادق(ع) را در زمینه مربوط به جوانان مطرح می نماییم.


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳۸ ‎ب.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

 نیایش هنگامى که بیمار مى‏شد یا اندوه یا گرفتارئى بر او وارد مى‏گشت

خدایا سپاس ترا بر آن نعمت تندرستى که پیوسته در فضاى آن مى‏گشتم. و سپاس ترا بر علتى که اکنون در بدنم پدید آورده‏اى. زیرا نمى‏دانم اى معبود من که کدام یک از این دو حال براى شکر تو سزاوارتر است، و کدام یک از این دو وقت به ستایش تو اولى است! زمان تندرستى که روزیهاى پاکیزه‏ات را بر من گوارا ساخته بودى، و مرا براى طلب خشنودى و فضل خود نشاط بخشیده بودى. و بوسیله آن، بر طاعتى که به انجامش موفقم مى‏داشتى، نیرو بخشیده بودى؟ یا در زمان بیمارئى که مرا به آن آزموده‏اى، و نعمت دردهائى که به من تحفه فرستاده‏اى تا گناهانى را که از آن گرانبار  شده‏ام تخفیف بخشى، و مرا از بدیهائى که در آن فرو رفته‏ام پاک سازى، و به فرا گرفتن توبه متنبهم کنى. و بوسیله تذکر نعمت سلامت پیشین گناه بزرگم را محو نمائى. و حال آنکه در خلال این احوال اعمال پاکیزه‏اى وجود دارد که دو فرشته کاتب اعمال برایم نوشته‏اند: اعمالى که فکر آن به خاطرى نگذشته، و زبانى به آن گویا نشده، و هیچ کدام از اعضاء در انجامش رنج نبرده است. بلکه از روى تفضل تو بر من و احسانت در باره من نوشته شده است. خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و هر چه را که برایم پسندیده‏اى در نظرم محبوب ساز. و تحمل آنچه را که بر من وارد ساخته‏اى آسان فرماى و مرا از آلودگى اعمال پیشینم پاک ساز و از شر افعال ناستوده‏اى که از این پیش مرتکب شده‏ام بپیراى. و از لذت عافیت کامیابم کن،و گوارائى سلامت را به من بچشان، و بیرون شدنم از این بیمارى را بسوى عفو و انتقالم از این در افتادن را بسرمنزل گذشت، و بیرون شدنم از این اندوه را بسوى رحمت، و نجات  یافتنم از این شدت را بسوى گشایش خودت قرار ده، زیرا توئى که بى‏شرط استحقاق، احسان مى‏کنى. و بدون سابقه، نعمت عظیم مى‏بخشى. و توئى بخشایشگر کریم. و صاحب عظمت و تکریم.

[ یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

یکی از پرسش‌هایی که ذهن بسیاری را به خود مشغول داشته، این است که حکومت امام زمان(ع) یا به طور کلی حکومتی که پس از ظهور مستقر می‌شود، چند سال به طول می‌انجامد؟ در این مقاله ابتدا روایت‌های موجود در این زمینه، بررسی و در ادامه نتیجه به دست آمده از جمع روایات بیان شده است.



در روایت‌های شیعه و سنی مدت زمان‌های متفاوتی برای حکومت مهدوی ذکر شده که کمترین آنها هفت سال و بیشترین آنها 309 سال (به مقدار توقف اصحاب کهف در غار) است. در اینجا ابتدا برخی از روایت مرتبط با این موضوع را نقل می‌کنیم و در ادامه به تحلیل و بررسی وجه تفاوت مدت زمان‌‌های ذکر شده در روایات و در صورت امکان جمع بین آنها می‌پردازیم.

ادامه مطلب
[ جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠۳ ‎ق.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

ستایش خداوندى را که شناخته است بى آنکه دیده شود. آفریدگار است بى آنکه او را رنجى رسد. موجودات را به قدرت خود بیافرید و به عزت و چیرگى خود هر مهتر گردنکش را بنده ساخت و بر همه بزرگان به جود و بخشش خود سرورى یافت . اوست که آفریدگان خود را در این جهان جاى داد و پیامبران را بر جن و انس مبعوث فرمود، تا پرده از چهره دنیا برگیرند و مردم را از بدیها و سختیهایش بر حذر دارند، و برایشان از دنیا مثلها آورند و دیدگانشان را به معایب آن بگشایند و بناگهان برایشان در آیند و سخنى عبرت آمیز گویند، از دگرگونیهاى آن چون تندرستیهاى آن و بیماریهاى آن و حلال آن و حرام آن و آنچه خدا براى فرمانبرداران مهیا کرده و آنچه براى بزهکاران از بهشت و دوزخ و بزرگوارى و خوارى . ستایش مى کنیم او را ستایشى که به ساحت قدس او منتهى گردد آنسان که از بندگانش خواسته که ستایشش کنند.
براى هر چیز اندازه اى نهاد و هر اندازه را زمانى مقرر داشت و هر زمان را در کتابى نوشت .
از این خطبه :
قرآن فرمان دهنده است و بازدارنده . خاموش است و گویا. حجت خداست بر آفریدگانش که براى آن از ایشان پیمان گرفته است و همه را در گرو آن قرار داده .
خداى تعالى نور هدایت خود را به قرآن تمام کرده و دین خود را به قرآن کامل نموده است . جان پیامبر خود (صلى الله علیه و آله ) را زمانى بستد که از رسانیدن احکام هدایت آمیزش فراغت یافته بود. پس خداى سبحان را چنان بزرگ دارید که او خود خویشتن را بزرگ داشته است . زیرا که چیزى را از دین خویش بر شما پوشیده نداشته است . هیچ چیز نیست که او را خشنود سازد یا سبب کراهت او گردد، مگر براى آن نشانى روشن و آیینى محکم آورد که یا منعش کرده یا به سوى آن فراخوانده است . و سبب خشنودى و خشم او در آینده و گذشته یکى است . بدانید که او هر چیزى را که بر پیشینیان ناپسند مى داشته از شما پسندیده ندارد و چیزى را که از پیشینیان شما پسندیده مى داشته از شما ناپسند نداند. شما به راه روشن حق گام مى نهید و همان سخنان که مردان پیش از شما مى گفته اند بر زبان مى رانید. خداوند هزینه دنیاى شما را بر عهده گرفته است و به سپاسگزارى واداشته و ذکر خود را فریضه زبانها کرده است . شما را به پرهیزگارى سفارش کرده و آن را منتهاى خشنودى خود قرار داده و همین است آنچه از بندگان خود خواسته . پس ، از خداوندى که همواره در نظر او هستید و زمام اختیارتان به دست اوست و در قبضه قدرت اوست ، بترسید. اگر در نهان کارى کنید، مى داندش و اگر به آشکارا کارى کنید، مى نویسدش و بر این کار فرشتگانى گمارده است . نگهبانان و ارجمندان ، که حقى را نانوشته نگذارند و چیزى را بیجا ثبت نکنند. بدانید که هر که از خدا بترسد براى او راه بیرون شدنى از فتنه ها قرار مى دهد و چراغى در تاریکیها و او را در آنچه میل و خواست اوست جاویدان دارد و در نزد خود در منزل کرامت فرود آورد، در سرایى که خاص خود ساخته ، سایه اش عرش است و روشناییش اشراق نور خشنودى اوست و زایران آن فرشتگان او و دوستانش پیامبرانش هستند. به سوى معاد بشتابید، بر مرگها پیشى گیرید، زیرا، بسا مردم که رشته آرزوهایشان گسسته گردد و اجل دریابدشان و در توبه به رویشان بسته ماند.
شما همانند کسانى هستید که پیش از شما از این جهان رفته اند و از خدا مى خواهند که آنان را به دنیا بازگرداند. شما مسافرانى هستید در سفر، از خانه اى که خانه شما نبوده است و اکنون بانگ رحیل سرداده اند که گاه رفتن است .
همراه خود توشه اى بردارید. بدانید که این پوست ظریف را طاقت آتش ‍ دوزخ نیست . پس بر خود ترحم کنید. شما توان خود را در برابر مصایب و سختیهاى این جهانى سنجیده اید، آیا ندیده اید که اگر خارى بر تن یکى از شما رود یا بلغزد و بیفتد و خونین شود یا با ریگ تفته بسوزانندش چه حالى خواهد داشت ؟ پس چگونه است حال او، آنگاه که میان دو طبقه از آتش جاى گرفته ، همخوابه اش سنگ است و همنشین او شیطان ؟ آیا مى دانید که چون مالک دوزخ بر آتش خشم گیرد، برخى از آن برخى دیگر را فرو کوبد و خرد کند؟ و چون بر آن بانگ زند از هیبت آن فریاد برآورد و میان درهاى دوزخ برجهد؟
اى پیر سالخورده که ضعف پیریت از پاى درآورده ، چگونه اى آنگاه که طوقهاى آتش به استخوانهاى گردنت بچسبد و غلها و زنجیرها گوشت ساعدانت را خورده باشند الله . الله . اى جماعت بندگان ، شما که اکنون در تندرستى پیش از بیمارى هستید و در گشایش پیش از تنگى ، براى رهایى خود، پیش از آنکه گردنها به گرو اعمال رود و رهایى ممکن نگردد بکوشید. شب هنگام چشمان خود را بیدار دارید و شکمهاى خود را لاغر نمایید و قدمهاى خود به کار دارید و اموالتان را انفاق کنید و از تنهایتان بگیرید و به جانهاى خود ببخشید و در این گرفتن و دادن بخل مورزید.
خداى سبحان فرماید: (اگر خدا را یارى کنید شما را یارى کند و پایداریتان خواهد بخشید. و نیز گوید: (کیست که خدا را قرض ‍ الحسنه دهد تا براى او دو چندانش کند و او را پاداشى نیکو باشد.)اگر خدا از شما یارى مى خواهد نه از روى خوارمایگى است و اگر از شما وام مى خواهد نه به سبب بینوایى است . از شما یارى خواسته در حالى که ، لشکرهاى آسمان و زمین از آن اوست و اوست پیروزمند و حکیم و از شما وام مى خواهد و حال آنکه ، خزاین آسمانها و زمین از آن اوست و بى نیاز و ستوده است خداوند. مى خواهد شما را بیازماید تا کدامیک از شما به عمل ، بهتر از دیگران هستید. پس به کارهاى نیک دست یازید تا با همسایگان خدا در خانه خدا باشید، همانند کسانى که خدا پیامبرانش را رفیقان آنان کرده و ملایکه خود را به دیدارشان فرستاده و گوشهایشان را بدان گرامى داشته که هرگز صداى آتش را نشنوند و تنهایشان را از رسیدن رنج و درد مصون داشته (این بخشایشى است از جانب خدا که به هر که مى خواهد ارزانیش مى دارد، که خدا صاحب بخشایشى بزرگ است .) مى گویم آنچه مى شنوید. از خداوند براى خود و شما یارى مى خواهم . او مرا بسنده است که بهترین کارگزار است .

[ چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

خبرگزاری ابنا:


چگونه یک حدیث، اینشتین را شگفت‌زده کرد؟

هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است.

اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خریداری کرد.

دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.

منبع:http://www.yeganehmonji.blogfa.com

 

 

[ یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٥:٥۸ ‎ق.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

1 ـ اینشتین

دانشمند و فیزیک دان بزرگ، معتقد است که ملل مختلف جهان از هر رنگ و نژادى که باشند، مى توانند و باید زیر یک پرچم واحد بشریّت، در صلح و برابرى و برادرى زندگى کنند. نامبرده در اهمیّت و ارزش حکومت واحد جهانى براى زندگى انسانها، تا آنجا پیش رفته است که صریحاً مى گوید:

«حکومتهاى متعدد خواه و نا خواه به نابودى بشر منجر خواهد شد، و مردم جهان یکى از دو راه را باید انتخاب کنند: یا باید حکومت جهانى با کنترل بین المللى انرژى تشکیل شود، و یا حکومتهاى ملّى جداگانه فعلى، همچنان باقى بماند و منجر به انهدام بشرى گردد». 

2 ـ برتراند راسل

برتراند راسل، دانشمند و فیلسوف مشهور انگلیسى، از لزوم تشکیل حکومت واحد جهانى به شدّت دفاع کرده و معتقد است که عدم اجراى این طرح، سرانجام به نابودى بشر منجر مى شود.

وى ضمن بحث مهمى در این باره مى نویسد:

«اکنون از لحاظ فنّى مشکل بزرگى در راه یک امپراتورى وسیع جهانى وجود ندارد، و چون هم اکنون خرابى جنگ بیش از قرون گذشته است، یا باید حکومت واحد جهانى را بپذیریم، و یا این که به عهد بربریّت برگردیم و به نابودى نژاد انسانى راضى شویم».[همین دانشمند در جاى دیگر، ابتدا به عامل اصلى جنگها، و تضاد منافع حکومتهاى متعدّد اشاره کرده، و سپس لزوم تشکیل حکومت واحد جهانى را بار دیگر یاد آور شده، و مى نویسد:

«مادام که یک حکومت جهانى در دنیا وجود ندارد، رقابت براى کسب قدرت مابین کشورهاى مختلف وجود دارد. و چون ازدیاد جمعیّت، خطر گرسنگى را به بار مى آورد، قدرت ملّى، تنها راه جلوگیرى از گرسنگى است . . . این حقایق را ثابت مى کند که دنیاى علمى بدون یک حکومت جهانى، ثبات و دوامى نخواهد داشت».ـ 

٣-فولیتر فرانسوى

«هیچ کس براى شهرهاى خودش عظمت آرزو نکرد مگر آن که آرزومند بدبختى و نیستى دیگران شد».

 

4 ـ پروفسور آرنولدتوین پى

وى که از شخصیت هاى متفکّر انگلیسى است، ضمن نطقى که در کنفرانس صلح «نیویورک» ایراد نموده به ضرورت تشکیل حکومت واحد جهانى اشاره کرده، و چنین مى گوید:

«تنها راه صلح و نجات نسل بشر، تشکیل یک حکومت ]واحد[ جهانى، و جلوگیرى از گسترش سلاح هاى اتمى است».[

 

5 ـ ویلیام لوکا اریسون، فیلسوف آمریکایى

«ما به مملکت واحد و قانون واحد و قاضى واحد و حاکم واحد براى بشر، اعتراف مى کنیم. تمام شهرهاى دنیا، شهر ما و هر یک از جامعه بشر، ابناى شهر ما و ابناى وطن ما هستند. ما زمین شهرهاى خود را دوست مى داریم به مقدارى که شهرهاى دیگر را دوست مى داریم».

 

6 ـ دانته، ادیب شهیر ایتالیایى

«واجب است که تمام زمین و جماعاتى که در آن زیست دارند به فرمان یک امیر باشند، که آنچه را مورد حاجت است مالک باشد تا جنگ واقع نشود و صلح و آشتى بر قرار شود». 

7 ـ کانت، فیلسوف مشهور آلمانى

«ایجاد نظم جهانى، منوط به وضع یک قانون جهانى است. این همان است که مذاهب آن را خواسته اند، و این همان است که پیامبران از دورانى بس کهن، براى تحقّق بخشیدن به آن بپاخاستند و خروشها برآوردند، و بدین گونه خواستند روشنگر تاریکیها باشند».

بر گرفته از کتاب ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان

[ جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

    استیون دیمیتری جورجیو (Steven Demetre Georgiou) در سال 1948در خانواده‌ای از پدری یونانی و مادری سوئدی متولد شد. پدرش مغازه‌ای (رستوران؟!) را در غرب لندن اداره می‌کرد. مانند اکثر هنرمندان او نیز از کودکی علاقه خود را به موسیقی  و فعالیت های هنری نشان داد. با نقاشی و نواختن پیانو آغاز کرد و تحصیلات خود را در کالج هنر دنبال کرد. در سال 1964 شخصی به نام Mike Hurst او را به استودیوی ضبط برد و به این ترتیب اولین ترانه او با نام "من سگم را دوست دارم" در اکتبر 1966 به جمع 40 آهنگ برتر بریتانیا وارد شد. او در آلبوم‌هایش با نام مستعار کت استیونس (Cat Stivens)  شناخته می‌شد.

سال 1968 به بیماری سل مبتلا شد و روزهای سختی را پشت سر گذاشت. پس از بهبودی دوباره به دنیای موسیقی بازگشت و دوره درخشانی را تجربه کرد. و به عنوان یکی از خوانندگان مطرح پاپ و راک اند رول دهه 70 در جهان شناخته شده‌بود. تا اینکه برادر بزرگترش دیوید ترجمه‌ای از قرآن را به او هدیه کرد. مطالعه قرآن او را به اسلام علاقه مند کرد و او حدود یک سال بعد (سال 1977) به اسلام گروید و نام خود را به یوسُف اسلام (Yusuf Islam) تغییر داد. از تمام فعالیت‌های هنریَ‌ش کناره‌گیری کرد، مدرسه‌ای ویژه مسلمانان تاسیس کرد و به آموزش کودکان پرداخت. ازدواج کرد و صاحب 5 فرزند شد. او هم‌اینک مشغول فعالیت‌های انسان‌دوستانه و خیریه است. و همچنین به تبلیغ اسلام می‌پردازد. چندی پیش به دلیل اینکه نامش در لیست تروریست‌ها (؟) قرار داشت از فرودگاه آمریکا دیپورت شد و پس از بازگشت به انگلستان در مصاحبه‌ای این اقدام مسئولین آمریکایی را ناعادلانه و بی‌اساس خواند.

اکثر آلبوم‌های یوسف اسلام مربوط به قبل از اسلام آوردنش است. پس از تغییر دین او دو آهنگ "الف از آنِ الله است" و "زندگی آخرین پیامبر" را ارئه کرد. و همچنین ترانه معروف خود با نام "قطار صلح" را مجددا ضبط کرد. وی همچنین در کنسرت‌های خیریه‌ای که برگزار می‌کند (برای بیماران ایدزی، به نفع قربانیان سونامی و ...) بسیاری از ترانه‌های قدیمی خود را اجرا می‌کند. این خواننده مسلمان انگلیسی به تازگی دوباره به فعالیت‌های هنری خود شدت بخشیده است.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

در ایه دوم سوره رعد و ایه ۴١ سوره فاطر میخوانیم:

اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاء رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ ﴿2﴾

خدا [همان] کسى است که آسمانها را بدون ستونهایى که آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام گردانید هر کدام براى مدتى معین به سیر خود ادامه مى‏دهند [خداوند] در کار [آفرینش] تدبیر مى‏کند و آیات [خود] را به روشنى بیان مى‏نماید امید که شما به لقاى پروردگارتان یقین حاصل کنید

 

إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا

﴿41﴾

 

همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه مى‏دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمى‏دارد اوست بردبار آمرزنده

این ایات اشاره دارد به (جاذبه عمومی) اینکه کرات اسمانی بوسیله ستونی غیر مرئی نگه داشته شده اند.

همان نیروی عظیم جاذبه است که قران ١۴٠٠ سال پیش به ان اشاره نموده است.

[ چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]

نیایش در اشتیاق به طلب آمرزش از خداى تعالى

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را بسر منزل آن توبه‏اى که پسند تو است رهسپار ساز، و از اصرار بر آنچه ناپسند تو است دور گردان.
خدایا و هر زمان که از ما تقصیرى سر زند که مستوجب خسران در دین یا زیان در دنیا شویم، پس آن خسران را در آن یک که زود گذرتر است (یعنى دنیا) قرار ده و عفو از عقوبتت را در آنچه دوامش طولانى‏تر است (یعنى دین) بر قرار ساز و چون آهنگ دو کار کنیم که یکى از آنها ترا از ما خشنود کند و آن دیگر ترا بر ما خشمگین سازد.، پس به آنچه ترا از ما خشنود کند متمایلمان ساز، و از قدرتمان بر آنچه موجب خشم تو بر ما است بکاه، و در این مرحله نفس ما را در اختیار خود آزاد مگذار، زیرا که نفس ما را در اختیار خود آزاد مگذار، زیرا که نفس جز در آنجا که توأش توفیق دهى گزیننده باطل است، و جز در آن مورد که توأش رحم کنى بکار بد فرمان دهنده است. خدایا تو ما را از ضعف آفریده‏اى، و بر سستى بنیاد کرده‏اى و آفرینشمان را از آبى بى‏ارزش آغاز نموده‏اى، پس ما را هیچگونه جنبشى نیست، مگر به نیروى تو. و هیچ نیروئى، مگر به یارى تو. پس ما را به توفیق خود تأیید فرماى. و بار شاد به راه راست استوار ساز. و چشمهاى دلمان را از آنچه بر خلاف محبت تو است، بر بند، و هیچ یک از اعضاى ما را در نافرمانى خود پیشرفت مده.
خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و رازهاى دلها، و حرکات اعضاء و نگاههاى دزدیده چشمها و سخنان زبانهاى ما را در امورى قرار ده که موجب ثواب تو باشد، تا کار نیکى که به وسیله آن سزاوار پاداش تو شویم و از ما فوت نگردد، و کار بدى که در اثر آن مستوجب عقابت گردیم براى ما باقى نماند.

[ سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٧:٤٥ ‎ق.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی ، به سایت علمی فرهنگی دین جاویدان خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن کیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید . برای سریع تر رسیدن به مطلب مورد نظر از آرشیو موضوعی استفاده کنید همچنین میتونید به آرشیو مراجعه کنید. برای تبادل لینک , لوگو ,بنر از طریق نظرات به ما اطلاع دهید .
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب