دین جاویدان
قالب وبلاگ

شباهت‌های زندگی یوسف زهرا علیه السلام و یوسف قرآن علیه السلام

 

زندگی یوسف زهرا نیز از چند جهت با زندگی یوسف یعقوب قابل تطبیق است؛ اگر چه از جهاتی دیگر متفاوت است. در اینجا به برخی از وجوه شباهتشان اشاره می‌کنیم:

1. غیبت

 

 

فرزندان یعقوب که (برادران نامادری یوسف علیه السلام) بودند، ظالمانه و ناجوانمردانه یوسف را در چاه تنهایی غایب ساختند. یوسف زهرا نیز از جور و ستم بنی عباس که پسرعموهای او بودند، از نظرها غایب شد.

 

اگر غیبت یوسف، به تقدیر الهی، زمینه‌ای بود، تا روزی نجات دهنده مردم مصر و فرزندان یعقوب از گرسنگی و بیچارگی باشد؛ غیبت یوسف زهرا علیه السلام نیز زمینه‌ای است تا منجی همه اهل زمین از فساد و ظلم و تبعیض باشد.[40] طولانی شدن غیبت یوسف شد برادرانش، پدرشان را به سبب گریستن بر یوسف سرزنش‌کنند.[41] در غیبت امام زمان نیز طولانی شدن غیبت، سبب خواهد شد جاهلان گویند: ما را به آل محمد نیازی نیست.[42]

 

از امام باقر نقل شده است که فرمود:

 

صاحب این امر، چهار روش از چهار پیغمبر دارد؛ روشی از موسی و روشی از عیسی و روشی از یوسف... اما از یوسف، غیبت او از میان خاندانش است، تا آن‌جا که آنان را نشناسد و و آنان هم او را نشناسند ... .[43]


2. تنهایی و غربت

 

 

یوسف یعقوب علیه السلام  در جامعه آن روز مصر، آن‌چنان تنها و غریب و ناشناخته بود و مردم از اصل و نسبش بی‌خبر بودند که وقتی برادرانش نیز به مصر رفتند و او را دیدند و از اکرامش بهره بردند و او را نیکوکار خطاب کردند. نمی‌دانستند این جوانمرد نیکوکار؛ همان برادر آن‌ها است؛ همان برادری که در چاه جفا پنهانش کردند، تا برده کاروانیان شود. یوسف در سرزمین مصر، تنها و غریب بود، تا آن روز که خودش خویشتن را به برادرانش معرفی کرد[44]

 

یوسف زهرا عجل الله تعالی فرجه هم هزار و دویست و اندی سال است که در این عرصه گیتی همچنان تنها و غریب و ناشناخته زندگی می­کند و کسی او را نمی­شناسد و جایگاه او را نمی­داند.

 

آری؛ چه بسا مهدی فاطمه علیها السلام در گرفتاری‌ها و شداید دستمان را بگیرد، گمراهان را راه نماید، درماندگان را مدد رساند؛ ولی کسی او را نشناسند، تا آن روز که به تقدیر الهی ظاهر شود.[45]

 

3. بهره­مندی در زمان غیبت

 

 

برادران یوسف در زمان غیبت یوسف، از خوان کرم او بهره بردند و بدون عوض، از او کالا دریافت کردند. با او سخن گفتند و از محبت و رحمت او چنان بهره‌مند شدند که گفتند: «ما تو را از نیکوکاران می‌دانیم». بی‌شک، مسلمانان نیز در زمان غیبت از خوان کرم مهدی فاطمه علیها السلام بهره‌مند خواهد بود، چنان که رسول گرامی اسلام در پاسخ سؤال جابر که «آیا در زمان غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه، از او نفعی به مردم می‌رسد؟» فرمود:

 

قسم به کسی که مرا به نبوت مبعوث کرد، مردم در زمان غیبت، از نور او بهره‌مند می‌شوند؛ همان‌گونه که از خورشید پشت ابر بهره می‌برند.[46]

 

و حضرت امیر علیه السلام  در همین باره می‌فرماید:

 

آگاه باشید! آن کس که از ما است و این حوادث را مشاهده می‌کند، با چراغی روشن راه می‌پیماید و با الگویی همچون الگوی صالحان در آن حوادث عمل می‌کند، تا گرفتاری را نجات و اسیری را آزاد و اجتماعاتی را متفرق و تفرقه‌هایی را مجتمع کند؛ در حالی که مردم او را نمی‌بینند و کسی از او اثری نمی‌یابد، هر چند پیگیری نماید.[47]

 

4. زمینه­های ظهور

 

 

سختی‌ها و بلاها، مقدمه معرفت یوسف نبی و یوسف زهرا علیها السلام است. توضیح این‌که مردم کنعان، دچار قحط سالی و گرفتار سختی‌ها و شداید شدند. فرزندان یعقوب که در کنعان می­زیستند، برای تهیه آذوقه، راهی مصر شدند که مرکز نعمت و توزیع ارزاق بود. وقتی بر عزیز مصر (یوسف) وارد شدند، یوسف آنان را شناخت، اما آن‌ها او را نشناختند. یوسف به آن‌ها آذوقه داد و متاعشان را نیز در بار شترشان نهاد و گفت: «بار دیگر برادر دیگرتان را نیز با خود بیاورید، تا به شما آذوقه دهم». بدین­ترتیب، بازگشت دوباره‌شان برای آذوقه، به آوردن برادر دیگرشان (بنیامین) مشروط شد. پدر، راضی نبود؛ ولی لکن با اصرار برادران و تعهد دادن برادراشان را همراه آن‌ها کرد. آنان در مصر، با حادثه ناگواری روبه‌رو شدند. و آن، این‌که به سرقت متهم شدند و بنیامین سارق معرفی شد. یکی از برادران، برای ایفای عهد خویش آن‌جا ماند. دیگر برادران، نومیدانه و شرمنده به کنعان بازگشتند. مجدداً یعقوب آن‌ها را برای یافتن یوسف و برادرانش راهی مصر کرد. گویی برادران یوسف از یافتن او مأیوس شده بودند که حضرت یعقوب فرمود: «از رحمت خدا مأیوس نباشید». برادران، بر یوسف وارد شدند و با قلبی مالامال از حزن و اندوه، نومیدانه گفتند: «ای عزیز مصر! ما و خانواده‌‌مان، دچار رنج و سختی شده‌ایم و اینک بضاعتی ناچیز آورده‌ایم؛ اما به کرم تو امید داریم که بر ما پیمانة تمام دهی و بر ما بخشش کنی که خداوند، بخشندگان را پاداش نیکو می‌دهد». یوسف چون اضطرار و درماندگی برادران را دید و بر احوال پدر نیز آگاه بود (به واسطة تعلیم الهی یا بر اساس گزارش بنیامین) خود را معرفی کرد و فرمود: «آیا می‌دانید با یوسف و برادرانش از روی جهل و نادانی چه کرده‌اید؟» گفتند: «آیا تو یوسفی؟» فرمود: «آری؛ من یوسفم و این هم برادر من است...».[48]

 

یوسف زهرا هم ظاهر نخواهد شد، تا یعقوب‌ها در فراقش بگریند و برادرانی که موجب غیبت او شدند، به سختی‌ها و گرفتاری‌ها دچار شوند و از صمیم دل، با قلبی محزون و چشمی گریان، از خداظهور او را استدعا کنند. جابر جعفی از امام باقر علیه السلام  نقل می‌کند:

 

فرج ما ظاهر نخواهد شد، تا آن‌گاه که غربال شوید، سپس غربال شوید، سپس غربال شوید.[49]

 

سؤال اینجا است که انسان‌ها چگونه غربال می‌شوند؟ آیا غیر از این است که امتحان‌های الهی و سختی‌های روزگار، آن‌ها را غربال می‌کند؟ برادران یوسف مؤمن به خدا و پیغمبرزاده بودند، ولی ناراستی‌های اخلاقی موجب آن شد که یوسف را که برگزیده خدا بود، به دست خویش پنهان کنند و سال‌ها از نعمت و جودش محروم باشند. آنان وقتی مضطر شدند و ملتمسانه در خانه یوسف رفتند و از رنج‌ها و سختی‌های روزگار سخن گفتند، برای آن‌ها فرجی حاصل شد آری؛ تا امت اسلام از کرده‌های خویش پشیمان نشوند و به سوی خدا و ولی خدا رو نکنند و یعقوب‌وار در فراق او نگریند یا چون برادران یوسف، این سوی، و آن سوی او را طلب نکنند، برای آن‌ها فرجی حاصل نخواهد شد.

 

داستان ما و برادران اهل سنت که منکر وجود فعلی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه هستند، داستان یوسف و یعقوب، بنیامین و دیگر برادران است. فرزندان یعقوب، باور نداشتند که برادرشان یوسف در قید حیات باشد و به مقام عزیزی مصر رسیده باشد، تا آن روز که یوسف خودش خود را به آن‌ها شناساند. آری، برادران اهل سنت که قرآن را باور دارند، چگونه است که باور نمی‌کنند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ممکن است  زنده باشد و آنان بر خوان کرم او نشسته باشند.

 

آیا داستان اصحاب کهف را نخوانده‌اند که به تقدیر 309 سال الهی در خواب ماندند، تا بیداری‌شان، باعث اعتقاد مردم آن عصر، به معاد شود.[50] آیا داستان خضر نبی را ندیده‌اند که در دریا با موسی هم‌سفر شد و چندی با او هم‌سفر بود اما بعد پنهان شد.[51]

 

پس ممکن است آن حضرت، در جامعه ما و میان ما زنده باشد، ما را ببیند، با ما نشست و برخاست داشته باشد، با ما داد و ستد کند؛ اما ما او را نشناسیم؛ در حالی که ممکن است گاه به مهر و گاه با نامهربانی با او رفتار کنیم. اکنون که در غیبت کبرا بسر می‌بریم، او را به نام و نشان نمی‌شناسیم اما از برکات وجود او بهره مندیم همان‌گونه که برادران یوسف در عین حال که او را نمی‌شناختند از برکات وجود او بهره مند بودند تا آن روز که مقدر الهی این شد که یوسف خود را به برادران بشناساند و قصه هجران و حزن و اندوه پدر را پایان داد. آیا این شاهد گویا و مثل زیبایی برای غیبت امام مهدی‌ عجل الله تعالی فرجه نیست؟ آیا منکران وجود حضرتش همچون برادران یوسف نیستند که پدرشان را به سبب انتظار یوسف و حزن و اندوهی که در غم دوری یوسف بر او عارض شده بود، سرزنش می‌کردند؛ اما حضرت یعقوب علیه السلام  می‌فرمود:[52]

 

آیا قصه ما و برادران اهل سنت که منکر مهدی موجودند و ساز مهدی موهوم سر می‌دهند همان قصه یعقوب علیه السلام و یوسف و برادرانش نیست که گاه پدر را به سبب غلو در دوستی و گاه به دلیل حزن او سرزنش می‌کردند؛ در حضور یوسف، از خوان نعمت او بهره‌مند بودند و در عین حال، گاه او را از سارقان و گاه از نیکوکاران می‌دانستند؟

 

5- آستانه ظهور

 

 

یوسف خودش، خود را به برادرانش شناساند. یوسف زهرا علیها السلام نیز ـ آن‌گاه که تقدیر الهی ایجاب کند ـ خودش، خویشتن را به جهانیان می‌شناساند.

 

یوسف علیه السلام  وقتی اضطرار و درماندگی برادرانش را دید و دریافت که چشمان پدر در فراق او از فرط گریستن سفید شده و فرزندانش را دستور داده است بروید و از یوسف و برادرانش جست‌و‌جو کنید، فهمید اکنون وقت آن است که خود را به برادرانش معرفی کند، وقتی. مقدمات آشنایی را فراهم ساخت، گفتند:

 

«آیا تو خودت یوسف هستی، گفت:  [آری] من یوسفم و این، برادر من است. هر آینه خدا بر ما این نعمت را ارزانی داشته است. حقیقت این است که هر کس با تقوا باشد و صبر پیشه کند. خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند». [برادران یوسف] گفتند: «قسم به خدا! خدا تو را بر ما برگزیده و ما از خطا کاران هستیم».[53]

 

آری؛ آن روز که وعده خدا محقّق شود و مهدی فاطمه (س) نیز خود را با نام و نشان و نسب به مسلمانان و جهانیان بشناساند، برادران اهل سنت چنین خواهند گفت.

 

6. نشانه­های ظهور

 

 

یعقوب، در فراق یوسف، آن‌قدر گریست تا نابینا شد[54]. یوسف پیش از آن‌که پدر را ملاقات کند، پیراهن خود را برای او نشانه فرستاد. این پیراهن، هم نشانه ظهور و هم شفابخش چشمان نابینایش شد.

 

پس از آن‌که یوسف خود را به برادرانش معرفی کرد، گفت:

 

«این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیندازید تا بینا گردد».[55]

 

آری؛ پیراهن یوسف، شفا‌بخش چشم یعقوب (پدر یوسف) شد. روایات، در شفا بخشی یوسف زهرا نیز متواتر است.[56]

 

ابن هجر هیثمی از قول پیامبر گرامی اسلام چنین نقل می­کند:

 

خداوند ـ عزوجل ـ به سبب او باران از آسمان نازل می­کند و زمین، به واسطة او می­رویاند چنین ]زمین، پر از نعمت و برکت می­شود[

از برکت وجودش، زمین پر از عدل و داد می­شود، همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده باشد.[57]

 

شیخ طوسی نیز با اسنادش از امام رضا علیه السلام نقل می­کند:

 

اینها بعضی از نشانه‌های ظهور مهدی فاطمه است. روایات زیادی در این باب آمده است که تفصیل آن مجال دیگری می‌طلبد.[58]

 

 

7. بازگشت پیروزمندانه

 

 

یوسف علیه السلام بعد از آن‌که با شوکت به عزیزی مصر رسید، پدر و برادران و خانواده­شان را دعوت کرد، تا پدر و مادرش کنار او و برادرانش در مصر ساکن شوند.[59] یوسف پدر و مادرش را بر بالای تخت نشاند و سجده شکر به جای آوردند. یوسف به برادرانش گفت: «در مملکت مصر، با امنیت مأوی گزیند». و این، بازگشت پیروزمندانه یوسف به خانواده­اش بود.

 

بر اساس روایات متواتر شیعه و سنی و حتی بشارت کتاب­های آسمانی دیگر که از منجی آخرالزمان خبر داده­اند[60] از ظهور و بازگشت پیروزمندانه‌ی یوسف زهرا حکایت دارد؛ چنان که در غیبت نعمانی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: همانا برای قائم که از فرزندان علی است، غیبتی است مانند غیبت یوسف و بازگشتی است همچون بازگشت عیسی بن مریم و پس از آن‌که مدّتی غایب شد، ظاهر می‏شود.

 

در دعای افتتاح می­خوانیم:

 

خدایا ما دولت کریمه‌ای را خواهانیم که در آن دولت اسلام و مسلمانان عزیز و نفاق و منافقان خوار و ذلیل باشند.»[61]

 

 پس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه به اذن الهی بازگشت پیروزمندانه­ای خواهد داشت و چشم مؤمنان و مستضعفان، به جمال او روشن خواهد شد؛ همان‌گونه که خدای سبحان در آیه 54 سوره نور وعده داده است.

 

نتیجه

 

از آنچه گفتیم، شباهت­ها و تمایزات یوسف زهرا علیه السلام با یوسف نبی علیه السلام  آشکار می‌شد؛ همان‌گونه که یوسف نبی در علم، عصمت، صداقت، تقوا، صبر، شکیبایی، رحمت، مهربانی، قدرت و سایر کمالات معنوی و جمال و صورت ظاهری، سرآمد مصر در عصر خویش بود. یوسف زهرا علیه السلام نیز در این کمالات سرآمد جهانیان است ـ با این تفاوت که یوسف نبی، سرآمد این کمالات در مصر آن روز بود؛ ولی یوسف زهرا عجل الله تعالی فرجه سرآمد همه انسان­های عصر امروز در صحنه گیتی است. همان‌گونه که یوسف نبی مدت­ها در پس پرده غیبت در تنهایی و غربت و دوری از پدر و مادر و دوستداران خویش زیست و بعد از سال­ها زندگی در غیبت و غربت، پیروزمندانه بر برادران خویش نمایان شد، یوسف زهرا نیز پس از سالیان متمادی غیبت، به سوی امت اسلام برمی­گردد و جهان را از عدالت و رحمت خویش سیراب می­گرداند؛ با این تفاوت که یوسف نبی برای سرزمین مصر فرشته نجات شد؛ ولی یوسف زهرا برای همه عالمیان فرشته نجات از اضطراب­ها، بی­عدالتی­ها، فقر و بی­چارگی­ها خواهد بود. ولایت و حکومت پر از مهر و عدالت یوسف نبی را تاریخ در سینه خود ثبت کرده است و یوسف زهرا را قرآن مژده داده است. آخر این‌که یوسف یعقوب، پیامبری از پیامبران الهی بود؛ اما یوسف زهرا، خاتم الاوصیا و وصی خاتم النبیین است. به امید آن­روز که طعم شیرین رحمت نبوی و عدالت علوی را در حکومت مهدوی ببینیم.

 

 



[1]. شیخ عباس قمی، مفاتیح‌الجنان، بخشی از دعای عهد.

 

 

[2]. نحل (16) : 89.

 

[3]. ج39، ص47.

 

 

[4]. یوسف (12) : 31.

 

[5]. «المهدی رجل من ولدی وجهه کوکب درّی اللّون لون عربی و الجسم جسم اسرائیلی یملاء الارض عدلاً کما مُلئت جوراً

بحارالانوار، ج51، ص80.

 

[6]. «هو رجل من ولدی کأنه من رجال بنی اسرائیل علیه عباء تان قطوا نیتان، کأن وجهه الکوکب الدّری فی اللون فی خدّه الایمن خال اسود ابن اربعین سنةٍ.

» کشف الغمة، ج2، ص487.

 

[7]. این روایت در اسد الغابة (ج 5، ص 154) و الاصابة (ج6، ص 89 و 90) از طریق مستور ابن جیلان (یا غیلان) نیز نقل شده است.

 

 

[8]. یوسف (12) 8.

 

 

[9]. 

(اکرمی مثواه).

 

[10]. همان، 31.

 

 

[11]. (انک الیوم لدینا مَکینٌ امین) همان، 54.

 

 

[12]. (ولقد راودته عن نفسه فاستعصم) همان، 32

.

 

[13]. 

(انا راودته و انّه لَمن الصّادقین).

 

[14]. (اطیعوا الله و اطیعو الرسولَ و اولی الامر منکم)، نساء (4) : 59.

 

[15]. رک: طباطبایی، المیزان، ج 4، ص 339.

 

 

[16]. رک: شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص130-175.

 

[17]. رک: المیزان، ج9، ص 423.

 

 

[18]. فتح القدیر

، ج1، ص953.

 

[19]. «الصدیق مبالغة الصادق و هو ملازم الصدق فی الاقوال و الافعال و القصود و العهد مع الله و مع الخلق»

پاورقی اسفار، ج6، ص13.

 

[20]. (کذلک یجتبیک ربّک و یعلّمک من تأویل الاحادیث و یتمّ نعمته علیک...

)‌، یوسف (12) : 5.

 

[21]. 

(اوحینا الیه لتنبّئنّهم بأمرهم هذا و هُم لا یشعرون)، همان،150.

 

[22]. رک: طوسی، الغیبه، ص271 و 279.

 

 

[23]. 

(اکرمی مثواه عسی ان ینفعنا او نتخذه ولداً)، یوسف (12) : 21.

 

[24]. 

(انک الیوم لدینا مکین امین)، همان، 54.

 

[25]. (وَکَذَلِکَ مَکَّنِّا لِیُوسُفَ فِی الأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یَشَاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ)

، همان،56.

 

[26]. نور (24) : 54.

 

 

[27]. المیزان

، ج 15، ص156.

 

[28]. رک: احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، ص56.

 

 

[29]. (وکذلک مکنّا لیوسف فی الارض... و لاَجر الاخرة خیرٌ للذین امنو و کانوا یتقون

)، یوسف (12) : 57.

 

[30]. 

(انّه من یتّق ویصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین)، همان،90.

 

[31]. (تلک الدار الاخرة نجعلها للّذین لا یریدون علواً فی الارض و لا فساداً و العقبة للمتقین

) قصص (28) : 83.

 

[32]. (استعینوا بالله و اصبروا انّ الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العقبة للمتقین

) اعراف (7) :90.

 

[33]. «دولتنا آخر الدول و لن یبق اهل بیت لهم دولة  الاّ ملکوا قبلنا لئلاّ یقولوا اذا رأوا سیرتنا، اذا ملکنا سرنا مثل سیرة هؤلاء و هو قول الله عزّ و جلّ (والعاقبة للمتقین

)، طوسی، الغیبة، ص472و473.

 

[34]. 

(لقد من الله علینا)، یوسف (12) : 90.

 

[35].. (قد من الله علینا انه من یتقِ و یصبر فان الله لایضیع اجر المحسنین) همان، 90.

 

 

[36]. رک: نهج­البلاغه، خطبه3.

 

 

[37]. «رحمة للعالمین، علیه کمال موسی، و بهاء عیسی، و صبر ایوب»

طوسی، الغیبه، ص146.

 

[38]. مدیریت از شاخه‌های حکمت عملی و امروزه یکی از رشته‌های مهم دانشگاهی است.

 

 

1. درآیه 22 این سوره از قول خدای سبحان آمده است: «وقتی یوسف به سن رشد رسید، به او حکمت و علم دادیم و ما این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم». حکمت، درست اندیشی در امور است و علم مدیریت یا تدبیر سیاست مدن نزد حکما از حکمت علمی شمرده می شود.  مهم‌ترین بخش از علم مدیریت، مدیریت بحران است.

 

 

[39]. احادیث­المهدی من مسند احمد حنبل

، ص56.

 

2. به روایت امام محمد باقر علیه السلام  اشاره است که فرمود: «چون قائم قیام کند، خداوند دست رحمتش را بر سر بندگانش گذارد؛ پس عقولشان را جمع کند ]تا پیروی هوای نفس نکنند[

و در نتیجه خردشان کامل شود». کافی،  ج1، ص29.

 

[40]. یملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً.

 

 

[41]. یوسف‌ (12) : 84 تا 85.

 

 

[42]. طوسی، الغیبه، ص341.

 

 

[43]. بحارالانوار

، ج51، ص216.

 

[44]. یوسف (12) : 99.

 

 

[45]. رک: طوسی، الغیبه، 254 ـ280.

 

 

[46]. حسینعلی منتظری، موعود ادیان، ص223؛ صدر، موعود ادیان، ص81.

 

 

[47]. نهج‌البلاغه

، صبحی صالح، خطبه150.

 

[48]. رک: یوسف (12) : 70-90.

 

 

[49]. طوسی، الغیبه، ص 339.

 

 

[50]. کهف (18): 20-25.

 

 

[51]. همان،64-82.

 

 

[52]. 

(انی اعلم من الله ما لا تعلمون)، یوسف (12) : 86.

 

[53]. (أإنک لأنت یوسف؟ قال اَنا یوسف و هذا اخی قد منّ الله علینا انّه من یتّق و یصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین قالوا تالله لقد آثرک الله علینا و ان کنّا لخاطئین) یوسف (12) : 90-91.

 

 

[54]. قال یا اسفی علی یوسف و ابیضت عیناه من الحزن. [یعقوب] گفت: ای دریقا بر یوسف، چشمانش از اندوه سپید شد. همان، 83.

 

 

[55]. (اذهبوا یقمیصی هذا فألقوه علی وجه ابی یأت بصیراً

)، همان، 93.

 

[56]. ر.ک: نهاوندی، برکات ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، حکایت عبقری الحسان، ص482-505؛ مسعود پورسیدآقایی، میر مهر، ص287-395.

 

 

[57]. سید رضا صدر، راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص108.

 

 

[58]. «لا تقوم الساعة حتی یجتمع کل مؤمن بالکوفه»

طوسی، کتاب الغیبة، باب علائم الظهور، ص434 ـ 464.

 

[59]. یوسف (12) : 100.

 

 

[60]. رک: طوسی، الغیبة، ص472،473.

 

 

[61]. «اللهم إنا نرغب الیک فی دولة کریمة تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله...»

، قمی، مفاتیح الجنان، ص 248.

 

دکتر علی الله بداشتی

مجله انتظار موعود شماره 24

 

[ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۳:۱۸ ‎ب.ظ ] [ منتظر ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی ، به سایت علمی فرهنگی دین جاویدان خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن کیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید . برای سریع تر رسیدن به مطلب مورد نظر از آرشیو موضوعی استفاده کنید همچنین میتونید به آرشیو مراجعه کنید. برای تبادل لینک , لوگو ,بنر از طریق نظرات به ما اطلاع دهید .
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب